یکبار دگر زخمی کاری
بر ایران و بر ایرانی
زد دست نمک نشناس فلک
رفت از تن و جسم وطن جانی
با رفتنش آری مانده وطن
با داغ و فراق و پریشانی
بی باک و سیاست مند و دقیق
آمادۀ هر جان افشانی
هوشی وافر، درکی کامل
جهدی نستوه و طولانی
کشورمان را رکنی محکم
مصداق تقی خانی ثانی
عمری همه در ایثار و عمل
این ناصیه و این پیشانی
نامش به دل انگیزد هیجان
گر هر بارش به زبان رانی
او رفته به ظاهر و می دانی
یادش نرود از دل آنی
اذعان به جلالش می دارد
هم خارجی و هم ایرانی
هم در جمهوری اسلامی
حق است اگر جانش خوانی
افسوس نداستم قدرش
هیهات از غفلت و نادانی
از چشم جهان رفتی امّا
در قلب و دل و روح و جانی
تو کشتی کشور را راندی
آن هم به زمانی بحرانی
الحق که چه کردی در دریا
آن هم دریایی طوفانی
یارب بنشان او را به کرم
بر سفرۀ رحمت مهمانی
مهمان رسولش کن او را
تا همدم خوبان گردانی
باید که هزاران سال دگر
در صبر و شکیبایی مانی
تا بار دگر دنیا بیند
همچون اکبر رفسنجانی
برچسب:
نویسنده: زهرا میرزاپور