شعر شکایت سرودۀ حمیدرضا طهماسبی
-
تاریخ: 1401/2/14 ساعت: 8:31
صدها شکایت است و به گفتن نیاز نیست یاران غریبه اند و کسی اهل راز نیست از ما بگوی عقرب انبر به دست را ما را به لطف حنجره دندان آز نیست این استعاره نیست کمال حقیقت است اینجا بجز بیان حقیقت مجاز نیست شمعم که نیست واهمه از سر بریدنم پروانه انم که از شررم احتراز نیست زنهار اگر زمانه به ما پشت می ...
سهم من و سهم تو
-
تاریخ: 1397/12/28 ساعت: 0:58
بی خبر بودیم هریک در جهان از یکدگر شادی و من، غصّه و غم با دل بی رحم تو تا نگاهم بر نگاه فتنه انگیزت فتاد غم سراغ از من گرفت و گشت شادی سهم تو
معنای اصلی ماه عسل چسیت؟
-
تاریخ: 1397/12/28 ساعت: 0:58
ماه عسل ترجمه تحت اللفظی honeymoon است. برگردانندگان این عبارت moon را ماه (آسمانی) و honey را "عسل" معنا کرده اند و قاطبۀ مردم آن را به معنای یک ماه خوشگذرانی تلقی می کنند. که در این برداشت "ماه" از
شعر "شتر گاو پلنگ" سروده حمیدرضا طهماسبی
-
تاریخ: 1397/12/28 ساعت: 0:58
هرجا سخن از لکّۀ ننگ است، پلنگیم ما در خور بدنامی و شایستۀ انگیم هر وهله به آهنگی و هر لحظه به رنگی چون پیرهن رنگرزان رنگ به رنگیم دیری است که در سایۀ تزویر خزیدیم استاد دغلکاری و نیرنگ و دونگیم گه مس
دریادلان بی کفن
-
تاریخ: 1397/1/22 ساعت: 22:59
تقدیم به خانواده های داغدار جان باختگان حادثه نفتکش سانچیگریه کن بار دگر بر حال زار خویشتندیده خون کن در غم "دریادلان بی کفن"در دل آتش حدیث "غرق گشتن" را بگویا حکایت کن "به روی آب دریا سوختن"Let's block ads! (Why?)
کانال تلگرامی آیین نگارش مکاتبات اداری
-
تاریخ: 1396/9/19 ساعت: 18:13
با سلام خدمت دوستان عزیز به آگاهی دوستان عزیزم می رسانم؛ چند روزی است کانال تلگرامی "آیین نگارش مکاتبات اداری" با مدیریت بنده حقیر راه اندازی شده. این کانال حاوی نکات ادبی و آموزشی متعددی است که نگارش نامه ها را برای اعضا آسان تر می نماید. افتخار داریم که تعدادی از همکاران عزیزمان در بانک کشاورزی نی...
تصحیح دیوان اشعار مولانا حیدر هروی کلوچ
-
تاریخ: 1396/9/19 ساعت: 18:13
به آگاهی اهالی شعر و ادب پارسی می رسانم؛ دیوان اشعار مولانا حیدر هروی، شاعر خوش قریحه قرن نهم هجری قمری با مطابقت 9 نسخه داخلی و خارجی توسط بنده حقیر تصحیح شده و مراحل پایانی را می گذراند.
شعر نابینا و چراغ سروده حمیدرضا طهماسبی
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 9:50
بوالفضولی به شبی عابر کوری را دید که چراغیش به پیش است و خمیش از عقب است گفت ای بی خرد مسخره! فانوست چیست؟ ای که در چشم تو یکسان رقم روز و شب است خنده ای کرد به او عابر روشن دل و گفت: باش تا با تو بگویم که چه او را سبب است نزد من روشنی و تیرگی از پایه یکی است زان که این هر دو ز یک خالق و معبو
شعر وداع با هاشمی رفسنجانی
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 9:50
یکبار دگر زخمی کاری بر ایران و بر ایرانی زد دست نمک نشناس فلک رفت از تن و جسم وطن جانی با رفتنش آری مانده وطن با داغ و فراق و پریشانی بی باک و سیاست مند و دقیق آمادۀ هر جان افشانی هوشی وافر، درکی کامل جهدی نستوه و طولانی کشورمان را رکنی محکم مصداق تقی خانی ثانی عمری همه در ایثار و عمل ا
پلاسکو سروده حمیدرضا طهماسبی
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 9:50
اگرچه خرم و آباده طهراننجنبی یک شبه بر باده طهرانببین تا مشتری افتاد بفروشکه بدجوری به خرج افتاده طهراننه ایرادش فقط آلودگی نیستسراسر مشکل و ایراده طهرانهزاران مفلس و معتاد و ولگردبه سرتاپای خود جا داده طهرانکنام قلدران و زورگیرانبدون قید و بی قلاده طهراننه داره بر جوان و پیر رحمینه مهری بر نر و بر
شهید عشق- شعری در سوگ آتش نشانان غیور حادثه پلاسکو
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 9:50
تویی که آخر اخلاص و عشق و ایمانیتویی که در تب و تاب گذشتن از جانیفدای پاکی دستان پینه بسته ی توتویی که پاک تر از قطره های بارانیچگونه شغل بنامیم کار و بارت را؟که نیست پیشه و عشقی است پاک و ربانیچه بی عطوفت و خام است آن که می گویدکه گرم کسب معاشی و در پی نانیدر این زمانه که هرکس به فکر خویشتن استتویی
بسوزی ای سر انگشت من
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 9:50
بسوزی ای سر انگشت من هزاران بارکه گشته ایم ز دستت به روز تیره دچارهر آنچه بر سرمان رفته از حماقت تو استنکرده آنچه تو کردی به حقمان، تاتارچه کردی ای سر انگشت بی کفایت من؟که مانده ایم به وضعی فجیع و نکبت باراز انتخاب غلط آنچنانمان کردیکه هست حاصل هر سالمان دریغ از پاربدین روال چو باشی به کار خود مشغول
سیاووش آواز ایران زمین
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 9:50
بنازم خداوند آواز را هنرپرور نغمه پرداز را سیاووش آواز ایران زمین نشان مباهات این سرزمین به هر گوشه فایق ز نزدیک و دور نفیر همایون و شهناز شور نوای تو خوشتر ز بانگ هزارخدایی ترین نغمه ی روزگار"پیام نسیمی" و "آرام جان""معمای هستی" و "سرو چمان"نه هر بلبلی چون "نوا"ی تو خواندگواراتر از "ربنا"ی تو
در سوگ استاد سلیم موذن زاده
-
تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 14:02
بعد از این قدر سپهر و ثمن خاک یکیست آسمان فلک و تودۀ خاشاک یکیست خاک اگر بستر استاد موذن زاده است به یقین قدر وی و پهنۀ افلاک یکیست
شعر وطن سروده حمیدرضا طهماسبی
-
تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 14:02
وطن! غنوده به کابوس خواب های پریشان دلم به حال تو خون شد؛ کجاست مرهم و درمان؟ سرای آرش و اسفندیار و رستم و بابک وطن! کنام دلیران و آشیانۀ شیران چگونه گلّۀ گرگان، تو را به نیش کشیدند؟ بگو شکار که شد نخجوان و گنجه و شروان؟ چه دود تیره و تاری به چشمهای ترت شد؟ که نخبگان جوانت همه ز خانه گریزان به مردما...
ترانه دلتنگی سروده حمیدرضا طهماسبی
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 5:28
انگار دنیا هم نمی خنده وقتی نمی خندی به روی من وقتی نگاهم رو نمی بینه اون چشم های آبی روشن ای کاش دنیا رفتنی می شد هنگام رفتن پا به پای تو ای آشنا به گریه های من دنیا فدای خنده های تو گفتی: "به جون تو که می مونم تا آخرین روزی که برگردی" رفتیّ و قلب سادۀ من رو با رسم دنیا آشنا کردی حال بدی دارم بدون ...
رندی سروده حمیدرضا طهماسبی
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 5:28
مباش رند و به رندی مکن دغا و دغل که در ضمیر خودآگاه این جهان به مثل به رغم شهرت حافظ دوبیتی از سعدی نوشته اند به سر درب سازمان ملل
بسمل شهربابکی
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 5:28
میرزا علی اکبر شهربابکی متخلص به بسمل یکی از شاعران خوش قریحۀ دوران قاجار بوده که از رجال دولتی آن دوران نیز به شمار می رفته. اما متاسفانه در هیچ یک از منابع ادبی و تاریخی نام و نشانی از این شاعر برده نشده. چندی پیش شروع به تصحیح نسخ خطی دیوان اشعار بسمل شیرازی نمودم ولی در اثنای کار به شواهدی برخور...
شعر شمشیر عدالت سرودۀ حمیدرضا طهماسبی
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 5:28
شد دهر به کام جغد و خفّاش در تیرگی وظلام، چندی برشد به مقام ارجمندی هر آدم سفله و چرندی ای دزد فریبکار نامرد تا چند پلید و پست و رندی؟ تا فرق سرت به پارگینی تا خرخره غرق بول و گندی زهری تو به جام زیردستان بر کام سران خویش قندی یک گوشۀ مملکت گرفتی با رشوه و رانت و قاپ بندی ای خودسر خود فروش مکار بشنو...
شعر سکوت الاغ سروده حمیدرضا طهماسبی
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 5:27
قوچی اندر دکان طبّاخی طعنه زد بر الاغ بی شاخی مگر از تخم شیر زاده شدی؟ که جسور و شجاع و گستاخی! با چنین ادّعا اگر روزی چرخ گردون تو را دهد شاخی خشتک دهر پاره پاره کنی هر طرف رخنه ای و سوراخی مرد قصّاب شاخ قوچ گرفت تا که او را بَرَد به سلّاخی خر جوابی نداد و ساکت ماند بودش امّا به شست، بیلاخی